به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» تقی شهرام عضو مرکزیت سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر، در سال 1347 به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. در سال 1350 به همراه عده زیادی از اعضای رهبری دستگیر و به 10 سال زندان محکوم شد و برای طی این مدت به زندان ساری منتقل شد.
در زندان ساری به همراه عزتی یکی از اعضای چپ و جلب نظر سروان احمدیان (معاون زندان ساری) در اردیبهشت 1352 از زندان فرار کرد. او پس از فرار از زندان به سازمان پیوست و با استفاده از غیبت بنیانگذاران و رهبران سازمان، به عضویت کادر مرکزی درآمد و به کمک بهرام آرام و وحید افراخته و محسن خاموشی و دیگران طرح تغییر مواضع ایدئولوژیکی سازمان منافقین خلق ایران و تصفیه اعضای آن را به اجرا درآورد.

آنها در مهر 1354 با انتشار بیانیهای تحت عنوان تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان منافقین خلق ایران ، مارکسیست شدن این سازمان را اعلام کردند و تصفیه 50 درصدی از عناصر مذهبی سازمان از جمله شهید مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف را به عنوان خائنان شماره 1 و 2 آغاز کردند.
به این ترتیب، این گروه با همین مشی و ایدئولوژی تا سال 1357 رهبری سازمان منافقین را در دست داشتند. در این سال پس از آزادی زندانیان سابق سازمان منافقین ، نام خود را به سازمان پیکار برای آزادی طبقه کارگر تغییر دادند. البته قبل از این مدتی را نیز به عنوان شاخه مارکسیستی – لنینیستی سازمان مجاهدین خلق ایران سپری کردند.

رهبری جدید سازمان منافقین (رجوی، خیابانی و...) هیچگاه حاضر به موضعگیری عقیدتی با ملاکهای مذهبی علیه سازمان پیکار و حتی شخص شهرام نشدند و تنها به مشی و شیوه برخورد آنان تحت عنوان "اپورتونیسم چپنما" انتقاد کردند
روزنامه کیهان فردای آن روز یعنی سهشنبه دوازدهم تیرماه در صفحه نخست خود خبر دستگیری تقی شهرام را منتشر کرد و در معرفی او نوشت شهرام «عامل اصلی تصفیه خونین و انحراف ایدئولوژیکی در سازمان مجاهدین خلق است.»

این روزنامه همچنین اطلاعیهای را از کمیته مرکزی در همین رابطه منتشر کرد که به این شرح بود:
«تقی شهرام، عضو سابق سازمان مجاهدین (منافقین)
که به سال ۵۱ پس از فرار از زندان سازی به همکاری سروان احمدیان در کادر رهبری مجاهدین خلق (منافقین)قرار میگیرد و در تصمیمگیری به قتل ناجوانمردانه شهید مجید شریفواقفی و ترور شهید صمدیه لباف و شهادت ۷ تن از برادران راستین مسلمان شرکت داشته است و یکی از عاملین انحراف ایدئولوژیکی مجاهدین خلق(منافقین) میباشد، دیشب در خیابان امیرآباد جنوبی توسط فردی که قبلا با وی همکاری داشته شناسایی شده و با همکاری افراد کمیته مستقر در کلانتری ۸ دستگیر شد و به کمیته مرکزی منتقل و بلافاصله به زندان قصر تحویل گردید
کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق (منافقین)در سال 57 و 58 که ترور شریفواقفی توسط رهبران گذشته سازمان را محکوم میکرد و معتقد بود که شهرام اپورتونیست چپنما بود، در قبال دستگیری تقی شهرام واکنش نشان داد و اعلام کرد که نسبت به دستگاههای نظام بیاعتماد است.
سازمان هرچند به صورت مستقیم از شهرام دفاع نکرد، اما با موضعگیریها و اقداماتی که انجام داد، تلویحاً اعلام کرد مدافع شهرام است.
رویکرد سازمان که از همان روزها و با تهدید در نامه به امام خمینی (ره) آغاز شد، نیز نشان داد که سازمان همچنان بر مدار تفکراتی شهرام حرکت میکند. در واقع تغییر ایدئولوژیک و عبور از اسلام، مسیر ترور را در سازمان مجاهدین خلق آغاز کرده بود و شهرام و رجوی بر همان مدار حرکت کردند

** اتهامات شهرام
در روز 12 تیر سال 58 کمیته انقلاب اسلامی با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد که تقی شهرام از عاملان انحراف ایدئولوژیکی در سازمان مجاهدین خلق (منافقین)دستگیر شده است. در این اطلاعیه آمده بود: «تقی شهرام عضو سابق سازمان مجاهدین خلق (منافقین)که به سال 51 پس از فرار از زندان ساری به همکاری سروان احمدیان در کادر رهبری مجاهدین خلق(منافقین) قرار میگیرد و در تصمیمگیری به قتل ناجوانمردانه شهید مجید شریف واقفی و ترور شهید صمدیه لباف و شهادت هفت تن از برادران راستین و مسلمان شرکت داشته است و یکی از عاملین انحراف ایدئولوژیکی مجاهدین خلق (منافقین)میباشد، دیشب در خیابان امیرآباد جنوبی توسط فردی که قبلاً با او همکاری داشته شناسایی شده و با همکاری افراد مستقر در کلانتری 8 دستگیر شد و به کمیته مرکزی منتقل و بلافاصله به زندان قصر تحویل گردید.»

** دفاع تلویحی سازمان از شهرام
سازمان مجاهدین خلق روز بعد در واکنش به دستگیری شهرام اقدام به انتشار اطلاعیهای با عنوان "اطلاعیه مجاهدین خلق ایران درباره دستگیری و نحوه محاکمه پرچمدار کودتای فرصتطلبانه علیه سازمان مجاهدین" چنین به اعلام مواضع پرداخت: «... در سال 54 یک جریان انحرافی چپنما با اعمال روشهای ضدانقلابی بر سازمان مجاهدین خلق ایران مسلط شده و با سواستفاده از غیبت بنیانگذاران شهید و سایر مسئولین مرکزی سازمان – که در ان موقع در زندانها و شکنجهگاههای رژیم شاه به سر میبردند- تشکیلات یکپارچه "مجاهدین خلق ایران" را به طور موقت متلاشی نمود.
جریان مزبور در مسیر سلطهطلبی فرصتطلبانه خود به کشتار شماری از مجاهدین اصیل اقدام نمود و مهمتر از این، اسباب نفاق و اختلاف درونی نیروهای خلقی را به بالاترین درجه فراهم کرد... اکنون به دنبال دستگیری "محمدتقی شهرام"، پرچمدار جریان انحرافی فوقالذکر و (به دنبال) اعلامیهای که سپاه پاسداران در این مورد صادر کرده است و با توجه به اصول مقدس عقیدتی اسلام، مواضع خود را در قبال دستگیری و نحوه محاکمه به شرح زیر اعلام میداریم:
از آنجا که کلیه جرائم ارتکاب شده از جانب متهم، مستقیم و یا غیرمستقیم در ارتباط با "مجاهدین خلق ایران" بوده است، حضور نماینده سازمان در کلیه مراحل تحقیق و محاکمه ضروری است، ما اعتماد چندانی به دستگاههای کنونی تحقیق که از جمله مسئول توطئه دستگیری و شکنجه برادر مجاهد اسیرمان "سید محمدرضا سعادتی" هستند، نداریم.

محاکمه متهم بایستی در دادگاه خلق و از طریق هیئت منصفه مرکب از نمایندگان طبقات و اقشار مختلف خلق رنج دیده ما باشد، در غیر اینصورت، هیچ دادگاه دیگری برای قضاوت در این مورد صلاحیت ندارد. باشد که عملکرد ضدمردمی وی در معرض قضاوت عموم طبقات مردم محکوم گردد، والا صرف انهدام جسمی او به هیچ وجه مطمح نظر ما نیست؛ "مجاهدین خلق ایران" قبل از هر چیز خواستار محکومیت عمومی طرز عملها و برخوردهای انحرافی و ارتجاعی هستند.
هشدار میدهیم که هرگونه سواستفاده ارتجاعی عناصر و احزاب راستگرا از جریان تحقیق و محاکمه متهم، از پیش محکوم بوده و در حقیقت چیزی جز تکرار بیرحمانه همان جرائمی که متهم به خاطر آن محاکمه میشود، نیست. تاکید ما بر این هشدار به ویژه از این جهت ضروری است که طبیعت نیروهای ارتجاعی همچون گذشته درصدد برخواهند آمد تا به هر طریق در جهت خدشهدار کردن و بیاعتبار ساختن و متلاشی کردن مجدد نیروهای اصیل مردمی من جمله "مجاهدین خلق ایران"، دستآویز بجونید، کمااین که ما امروز چند سال پس از کشته شدن اعضایمان به دست فرصتطلبان چپنما، شاهد اسارت و شکنجه عضو دیگری به دست مرتجعین راستگرا هستیم.
تحقیقات و محاکمه متهم نبایستی وسیله دامن زدن به شعلههای جنگ صلیبی و ایدئولوژیکی گردد که هم اکنون امپریالیستها و دستنشاندگان داخلی آنها با تاکید درصدد آن هستند. ما در درجه اول چنان که گفتیم خواستار محکوم کردن یک مجموعه عمل انحرافی سیاسی هستیم و طرز عملی که در بحبوحه نبرد ضدامپریالیستی تمام خلق با انگشت گذاشتن بر تضادها و اختلافاتی که در این مرحله اصلی نبودند، مبارزه را از مسیر اصولی خود منحرف نموده و علی هذا اکنون نیز نباید اجازه داد که محاکمه این نحوه عمل نادرست، به جنگ مذهبی و غیرمذهبی تبدیل شود، یعنی همان چیزی که دشمنان خلق دقیق خواستار آنند تا مبارزه ضداستعماری آمریکایی فراموش شود.هرگونه شکنجه، اهانت و رفتار غیرانسانی را بایستی در مورد متهم ممنوع کرد.

تقی شهرام در زندان قصر در اثر نشست و برخاست با سه زندانی مارکسیست و گرفتن تعلیم از آنها (تقی افشانی، علیرضا شکوهی و حسین عزتی) و تکمیل این آموختهها در زندان ساری از طریق کتابهایی که مخفیانه و ـ گاه ـ به صورت علنی به دستش میرسید، مطالعات مارکسیستی خود را تکمیل کرد. پس از فرار، بهخصوص در دوران اقامت چند ماههاش در قم، این روند را با سرعت بیشتری طی کرد؛ تا اینکه در شهریور ماه 52 مارکسیست شد ولی آن را اعلام نکرد و حتی در ظاهر نماز میخواند. او در پی آن بود که ضمن جمعبندی عمومی سازمان، امکان تسرّی ایدئولوژی جدید را به دیگر افراد سازمان بررسی کند.
نخستین کسی که شهرام با وی درباره این موضوع صحبت کرد، ناصر جوهری بود که در مقطع شاخهبندیهای جدید سازمان در شاخه شهرام کار میکرد. جوهری در شهریور 50 دستگیر شد و پس از یک سال از زندان آزاد شد و از اوایل سال 1352 به سازمان پیوست. جوهری با شهرام از دوران دبیرستان آشنا بود و در مجموعه سازمان، این دو تن نزدیکترین روابط را داشتند. استنادات عمده شهرام در ردّ مذهب، بیشتر حول ناهمگونی باورهای مارکسیستی در سازمان (بهخصوص دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی) با مبانی مذهبی بود و از منابع اصلی سازمان هم بهره میگرفت. جوهری اولین کسی بود که پس از شهرام مارکسیست شد و طبق قرارشان اعلام نکرد.
شهرام تصمیم گرفت کادرهای اصلی (حدود 16 نفر) را در جریان تغییر ایدئولوژی فعّال کند؛ و به همین سبب درصدد برآمد که شاخه خودش را یکدست مارکسیست کند و کسانی را هم که احتمال داده میشد نتوانند جریان جدید را هضم کنند، از شاخه خود به دیگر شاخهها منتقل نماید. تقدّم و تأخّر تغییر ایدئولوژی کادرها (20 نفر نخست) به ترتیب زیر صورت گرفت: تقی شهرام، ناصر جوهری، عبدالله زرین کفش، بهرام آرام، محسن فاضل، علیرضا سپاسی آشتیانی، مجتبی طالقانی، جواد قائدی، سیمین صالحی، طاهره میرزاجعفرعلاّف، محمد یزدانیان، هاشم وثیقپور، مرتضی خاموشی، جمال شریفزاده شیرازی، عبدالله امینی، محمّدِ طاهررحیمی، مهدی موسوی قمی، عباس جاودانی، وحید افراخته، احمد هاشمیان.
بهرام آرام چهارمین نفری بود که مارکسیست شد و با تسلطّی که به فعل و انفعالات تشکیلات داشت، کمک کرد تا شهرام بتواند اهداف خود را در مدتی نه چندان طولانی پیاده کند. مشکل کادرها که تا حدی ـ از نگاه شهرام ـ حل شد، مرکزیت تصمیم گرفت هم برای رفع برخی مشکلات در تشکیلات و هم به منظور تحولی ایدئولوژیک در کادرهای خارج از کشور، عدهای را به خارج اعزام کند.

مجید شریفواقفی مارکسیسم را نپذیرفت ولی مخالفت عملی چندانی بروز نداد و در ظاهر پذیرفت که امور سازمان در روندی که ادعا شده بود دموکراتیک است، مسیر خود را طی کند ـ که البته از اواخر پاییز 53 قضیه او و همفکرانش شکل دیگری گرفت.
از اواخر زمستان 52 ، برای آنکه سیر تغییر ایدئولوژی بدنه سازمان را هم شامل شود، مسائلی در نشریه داخلی سازمان توسط شهرام مطرح شد که مسئولان موظّف شدند با اعضای تحت مسئولیت خود مطرح کنند و جواب را به خود عضو واگذار نمایند. مجموعه نشریات داخلی که این مطالب در آنها انعکاس مییافت ، بعدها به جزوههای سبز معروف شد؛ هر چند تنها متن اول را «جزوه سبز» مینامیدند.
افرادی که بعضاً ساده بودند، در ابتدا گمان میکردند این پرسشها مطرح شده تا به اشکالات مخالفان غیرمذهبی پاسخ داده شود! مطالعه جزوهها و بحثهایی که درباره این سؤالها پیش میآمد (از جمله فاکتهایی که در کنار سؤالات از قرآن و نهجالبلاغه گزینش و نقل میشد) به تدریج عناصر ضعیفالنفس و متزلزل را که با اندیشه التقاطی سازمان خو گرفته بودند یا اصولاً با اسلام سازمان مذهبی شده بودند، متزلزلتر کرد و آنها را آماده ساخت تا اسلام را دربست کنار گذارند.

** تهدید به خشونت
سازمان مجاهدین خلق در روز 15 تیر در نامهای به امام خمینی، اقدام به مظلومنمایی و تهدید تلویحی کرد. سازمان در این نامه عنوان کرد که "تحریکات گستردهای علیه مجاهدین خلق(منافقین) در سراسر کشور در جریان است." در این نامه همچنین آمده بود: دشمنان خدا و خلق چنین در نظر دارند که تصفیه حساب با انقلاب ایران را در نخستین قدم از مجاهدین خلق(منافقین) آغاز کنند، برادرکشی راه بیندازند و لبنان دیگری بیافرینند تا دست آخر زمینه برای کودتایی از قبیل آنچه در بسیاری از کشورها اتفاق افتاده فراهم شود.
... بیتردید حضرت آیتالله، چناچه خود شما نیز معتقدید، یک مجاهد واقعی راه خدا و خلق، جز بر اجر و پاداش اخروی نظر نداشته و نبایستی داشته باشد، بنابراین غرض از عرض این مطلب طرح این نکته است که آیا دولت حاضر، فعالیت سیاسی رسمی و علنی ما را در یک محیط آزاد و فارغ از اختناق میپذیرد و یا باید به اشکال غیررسمی از فعالیت رو بیاوریم؟ و آیا انقلاب ما که شما در مقام رهبری آن قرار دارید، نمیخواهد هیچ تغییری در وضعیت و کیفیت فعالیت "مجاهدین خلق" (منافقین)به همراه داشته باشد؟
در این صورت تاریخ و اجتماع سرانجام چه قضاوتی خواهند داشت؟ و آیا در تواریخ نخواهند نوشت که تا وقتی مبارزه با رژیم طاغوتی و اسارت و شکنجه و شهادت در میان بود، مجاهدین (منافقین)همه جا عزیز و گرامی بودند، ولی به هنگام استقرار جمهوری اسلامی در پپس معرکه؟»
آیتالله طالقانی نیز که مجاهدین خلق(منافقین) او را پدر طالقانی میدانستند، در همان روز در پیامی خطاب به ملت ایران از رهبران گروههای سیاسی خواست که به منظور گروهپرستی و خودنمایی، نهضت عظیم و چهره اسلام را خراب نکنند.
اما سازمان مسیر خود را ادامه داد و در روز 17 تیر در اطلاعیهای اعلام کرد: «دشمنان خلق خواستار آنند تا مبارزه ضداستعماری و آمریکایی فراموش شود.» سازمان مواضع خود را در قبال دستگیری تقی شهرام را به این شرح اعلام کرد: «نیروهای ارتجاعی همچون گذشته درصدد برخواهند آمد تا به هر طریق در جهت خدشه وارد کردن و بیاعتبار ساختن و متلاشی کردن مجدد نیروهای اصیل مردمی از جمله مجاهدین خلق ایران دستآویز بجویند.»


مسعود رجوی در سال 1327 در طبس متولد شد. او در سال 1346 یعنی در 19 سالگی در حالیکه دانشجوی حقوق سیاسی دانشگاه تهران بود به عضویت سازمان مجاهدین خلق (منافقین)در آمد. او در مشهد دیپلم ریاضی گرفت و در خرداد ماه سال 1350 موفق به اخذ لیسانس گردید. او که به تازگی وارد کادر مرکزی سازمان شده بود در سال 1350 توسط ساواک همراه با تعداد زیادی از مسئولین و کادرهای سازمان دستگیر و محاکمه شد. افرادی که او را می شناسند و با او در زندان بودند معتقدند که او هرگز تن به کارهای سخت نمی داد و همچنین بسیار انتقاد ناپذیر بود و در برابر مخالفت با نظراتش بسیار عصبی برخورد میکرد.
مسعود رجوی در سال 1350 دستگیر و محاکمه شد. او تنها عضو مرکزیت 12 نفره سازمان بود که زنده ماند و حکم اعدام وی به ابد تقلیل یافت. بعد از انقلاب اسلامی اسناد و مدارکی دال بر تعامل وی با ساواک منتشر گردید که سازمان هرگز در این خصوص توضیحی نداد. اعدام نشدن مسعود رجوی، که ظاهرا بر سر مواضع خود و مبارزه مسلحانه با شاه ایستاده بود، نیز از موارد دارای ابهام در تاریخچه سازمان است.

مسعود رجوی در 27 بهمن 1350 آخرین دفاع خود را در دادگاه نظامی شاه قرائت نمود و از مواضع خود و سازمان دفاع کرد. او ابتدا به اعدام و سپس با یک درجه تخفیف از جانب شاه به حبس ابد محکوم گردید و به مدت 7 سال تا زمانیکه در سال 57 از زندان آزاد شد در زندان بود. وی تاریخ دستگیری خود را ۴ شهریور اعلام کرده است، اما در کارت بازداشتگاه متهمین، تاریخ بازداشت وی اول مرداد یعنی بیش از یک ماه قبل از ضربه شهریور ذکر شده است. بنا بر نوشته روزنامه کیهان که همان زمان منتشر شد، وی اطلاعات مفصلی در مورد کادرها و اعضای بازداشت شده و نشده و نیز کروکی محل اقامت آنها در اختیار ساواک قرار داد تا جایی که ارتشبد نعمتالله نصیری، رئیس وقت سازمان امنیت و اطلاعات کشور، وی را از همکاران ساواک معرفی کرد.

در کتب و نشریات رسمی سازمان مجاهدین خلق پس از انقلاب، همواره تأکید میشود که دلیل اینکه وی بر خلاف سایر سران سازمان اعدام نشد فشارهای بینالمللی و اقدامات برادرش کاظم رجوی (ساکن سوئیس) بوده است. اما روزنامه کیهان آن موقع از قول نصیری بیان داشت که: «چون در جریان تعقیب، کمال همکاری را در معرفی اعضای جمعیت به عمل آورده و در داخل سازمان نیز برای کشف کامل شبکه با مأمورین همکاری نموده، به فرموده مبارک شاهانه، کیفر اعدام او با یک درجه تخفیف به زندان دائم با اعمال شاقه تبدیل گردیدهاست.»

بر طبق روایت حکومتی فوق و اسنادی که وزارت اطلاعات بعدا منتشر کرد، وی مسئول ضربه شهریور سازمان، که در واقع موجبات ایجاد چالش بزرگ و دستگیری و شهادت رهبران و اعضای سازمان را فراهم نمود، شناخته میشود.

یکی از اسناد همکاری مسعود رجوی با ساواک
نکته قابل توجه در خصوص مسعود رجوی اینست که وی بعد از آزادی از زندان و احیای مجدد سازمان مجاهدین خلق (منافقین)هرگز کسانی که در مقابل تقی شهرام ایستاده و تن به انقلاب ایدئولوژیکی او و رهبری عقیدتیش ندادند را وارد سازمان نکرد و بالعکس کسانی که در برابر او تمکین نموده و مارکسیست شده بودند را جذب نمود چرا که او نیز مانند تقی شهرام میخواست تا تشکیلات بر اعتقادات اولویت داشته و مناسبات فرقه ای همچنان جاری و حاکم باشد.

گفته میشود که مسعود رجوی ابتدا در قبال مارکسیست شدن سازمان توسط تقی شهرام سکوت کرد اما زود متوجه شد که سازمان به این ترتیب بسیاری از حمایت ها و امکانات خود را از دست داده و پیش بینی های شهرام محقق نشده است. لذا با صدور یک بیانیه 12 ماده ای، جریان مارکسیستی را محکوم کرد. اما جالب است که وی در بند 10 این بیانیه بر تئوری شهرام که تضاد اصلی جنبش را جریان مذهبی مخالف شاه میدانست صحه گذاشت. رجوی در این بند به ضرورت مبارزه با به زعم خودش”جریان راست ارتجاعی” که آنرا تهدید اصلی میدانست تآکید داشت.

مسعود رجوی همراه با یارانش در 30 دی ماه 1357 بر اساس طرح مشترک بختیار و ساواک، که از عناد رجوی با انقلاب اسلامی مطلع بودند، از زندان آزاد شد. طرح این بود که مسعود رجوی وارد جریان مبارزات مردم شود و در تضاد با جریان اصلی انقلاب آنرا خنثی نماید. فعالیت های رجوی بعد از خارج شدن از زندان تماما در جهت به عقب انداختن انقلاب اسلامی بود که شواهد آن موجود است، اما جریان انقلاب قوی تر از آن بود که امثال رجوی بتوانند مانع آن شوند.


رجوی در 30 خرداد 60 مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را آغاز نمود و بعد از انجام ترور های متعدد به پاریس گریخت. در 19 بهمن 1360 موسی خیابانی جانشین رجوی و همچنین اشرف ربیعی همسرش و تعداد دیگری از کادرهای سازمان در یک تهاجم به خانه تیمی آنان در زعفرانیه کشته شدند. شایان ذکر است که مهدی ابریشم چی مسئول حفاظت این منزل بود که خود همراه با همسرش مریم قجر عضدانلو توانستند گریخته و به خارج از کشور بروند.

در سال 1364، یعنی درست 10 سال پس از انقلاب ایدئولوژیک تقی شهرام، مسعود رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی دوم را اعلام نمود و خود را همچون شهرام رهبر عقیدتی نامید که می بایست به جای همه فکر کرده و تصمیم بگیرد. او تمامی کسانی که بر سر راه انقلاب ایدئولوژیکش قرار گرفتند را از سر راه برداشت. از جمله علی زرکش که بعد از موسی خیابانی در مقام جانشین مسعود رجوی در داخل کشور قرار گرفت. از آنجا که او مخالف انقلاب ایدئولوژیکی رجوی بود در پاریس در درون تشکیلات محاکمه و به اعدام محکوم شد. وی سپس به عراق فرستاده شد که عملا در بازداشت بود. زرکش در جریان عملیات موسوم به فروغ جاویدان کشته شد. بعد از سقوط صدام راننده وی از پادگان اشرف در عراق گریخت و به ایران رفت و اعتراف نمود که از جانب رجوی مآمور قتل وی در حین عملیات بوده است.


ایرج مصداقی، از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، در مقاله ای با عنوان”چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهتهای رفتاری مسعود رجوی و تقی شهرام” که سال گذشته به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت مجید شریف واقفی منتشر شد به شباهت های بی نظیر این دو رهبر فرقه ای در عملکردها و سیاست ها و نحوه اداره تشکیلات و انقلاب ایدئولوژیکی که هر یک مبتکر آن بودند پرداخت. او در سایت پژواک ایران به تاریخ 5 مه 2015 آورده است:”… تقی شهرام و مسعود رجوی سردمداران این تغییر و تحولات بودند و هر دو خود را نیروی بالنده میخواندند که به کشف عظیمی نائل آمدهاند.





یه خبرازمنافقین زدیدهرسال میبریدتیترخبرجدیددرست کنید
زشته به خدا